موی شکاف. [ ش ِ] ( نف مرکب ) موشکاف. موی شکافنده. || که از شدت تیزی موی را از درازا بشکافد. که موی را به دونیم کند. مبالغت در برندگی. || کنایه است از هرچیز سخت تیز. ( از یادداشت مؤلف ) : بید برگش به نوک موی شکاف نافه کوه را فکنده ز ناف.نظامی.شاه بهرام در میان مصاف نوک تیرش چو موی موی شکاف.نظامی. || آنکه دقت بسیار کند. موشکاف. کسی که در کارها سخت دقت ورزد. دقیق. باریک بین. نکته سنج. نکته یاب. باری...
فرهنگ فارسی
مو شکاف . موی شکافنده . یا که از شدت تیزی موی را از درازا بشکافد . یا آنکه دقت بسیار کند .