Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مویین

تلفظ بین المللی : /mˈujin/ تلفظ :‌ [m'ujin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مویین تخته
  • مویین زبان ها
  • مویین ها
  • مویین کاج ها
  • ستون مویین
  • لولۀ مویین
  • موج مویین
  • بلور مویین
  • لوله مویین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

موئین. ( ص نسبی ) منسوب به مو. مویین. مویی. رجوع به مویین شود.
مویین. [ مو ] ( ص نسبی ) مویی. مویینه. منسوب به مو. منسوب به موی. آنچه به موی نسبت دارد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مویینه و موی شود. || ساخته شده و تافته شده از موی. ( ناظم الاطباء ). مویینه. بافته شده و تافته شده از موی. || باریک مانند مو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

ساخته شده از موی.

فرهنگ معین

(ص نسب . ) ساخته شده و تابیده شده از مو.

فرهنگ فارسی

مویینه: منسوب به موی، آنچه ازموی بافته وساخته شده باشد
( صفت ) ۱ - منسوب به مو . ۲ - آنچه از موی بافته و ساخته شده مویینه .

مترادف و متضاد

hairy (صفت)
مویی، پرزدار، مودار، پرمو، مویین، مویینه، کرکین

کلمات مرتبط

  • مویین تخته
  • مویین زبان ها
  • مویین ها
  • مویین کاج ها
  • ستون مویین
  • لولۀ مویین
  • موج مویین
  • بلور مویین
  • لوله مویین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات