Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مونس

تلفظ بین المللی : /mˈunes/ تلفظ :‌ [m'unes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • مؤنس
  • مونس اصفهانی
  • مونس الاحرار
  • مونس الاحرار فی دقایق الاشعار
  • مونس العشاق
  • مونس خادم
  • مونس علی شاه
  • مونس دبور
  • مونس فری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مونس . [ ن ِ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 34هزارگزی جنوب اهواز با 400 تن سکنه . آب آن از چاه و راه آن ماشین رو است . ساکنان از طایفه ٔ هوشیمه هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

مونس . [ ن ِ ] (...

فرهنگ عمید

انس گیرنده، انس گرفته، همدم.

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع . ] (اِفا. ) انس گرفته ، همدم .

دانشنامه آزاد فارسی

مونْس (Mons)کلیسای سنت وُدرو با برج نافوس(به فلاندری: برگن) شهری صنعتی و مرکز استان اِنو، در بلژیک، به فاصلۀ ۵۲کیلومتری جنوب غربی بروکسل، با ۹۲هزار نفر جمعیت (۱۹۹۷). صنایع آن عبارت اند از استخراج زغال سنگ، نساجی، و تصفیۀ شکر. مقرّ نظامی ناتو در نزدیکی مونس، در شی یور ـ کاستو، است. در جنگ جهانی اول، این شهر صحنۀ نبرد مونس بین نیروهای بریتانیایی و آلمانی در اوت ۱۹۱۴ بود. این شهر بین دو حوضۀ مهم از م...

فرهنگ فارسی

یکی از دریاهای هفتگانه قدما و بقول بعضی همان اقیانوس اطلس است .
انس گیرنده، انس گرفته، همدم
۱ - ( اسم ) انس گیرنده . ۲ - همدم یار : [ بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری . ] ( حافظ . ۳۱۳ )
انس دهنده .

دانشنامه عمومی

مونس (فیلم). مونس عنوان فیلمی سینمایی به کارگردانی حمید رخشانی است که در سال ۱۳۷۹ ساخته شد؛ و در خرداد ۱۳۸۱ بر روی پردهٔ سینما رفت.امین حیاییمحمدرضا شریفی نیانیلوفر خوش خلقزهرا محمودیجمشید اسماعیل خانیرضا رخشانیامیر معاون زادهفرهاد حمیدیسید احمد محمدیفرهاد باباوندآیدا راجیمردی به نام پیمان، پس از تحمل چهار سال زندانی آزاد می شود، او بعد از آزادی به دنبال همسرش مونس و دخترش الهام می گردد و…این فی...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: munes) (عربی) هم نشین و همراز ، همدم .

اسم: مونس (دختر) (عربی) (تلفظ: munes) (فارسی: مونس) (انگلیسی: munes)
معنی: هم نشین و همراز، همدم

مترادف و متضاد

آشنا، انیس، جلیس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، همراز، همنشین، یار

اسم آشنا، انیس، جلیس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، هم‌راز، همنشین، یار


کلمات مرتبط

  • مؤنس
  • مونس اصفهانی
  • مونس الاحرار
  • مونس الاحرار فی دقایق الاشعار
  • مونس العشاق
  • مونس خادم
  • مونس علی شاه
  • مونس دبور
  • مونس فری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات