Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مومیا

تلفظ بین المللی : /mˌuːmiˈɑ/ تلفظ :‌ [m,u:mi'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مومیا گر
  • مومیا ابو جمال
  • جسد مومیا شده
  • منافع المومیا
  • غله مومیایی
  • مومیاکاری
  • مومیایی
  • مومیایی بخش
  • مومیایی بخشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مومیا.( معرب ، اِ ) حنوط کردن اجساد مردگان با بعضی داروهای بلسانی به طریقه مخصوص به نحوی که به همان حالت طبیعی و بدون فساد و تعفن خشک شود و باقی ماند چنانکه در قدیم معمول مصریها بوده است. ( از ناظم الاطباء ). ورجوع به مومیاکاری و مومیایی کردن شود. مصریان قدیم در حنوط کردن اجساد مردگان مهارت تام داشتند و طریقه حنوط کردن این بود که نخست نعش میت را شکافته ، امعاء و احشاء و دیگر اعضای درون او را بیرون...

فرهنگ عمید

ماده ای سیاه رنگ شبیه قیر که با آن اجساد مردگان را نگه داری می کنند، خوپخین.

فرهنگ معین

(اِ. ) ماده ای سیاه رنگ شبیه قیر که اجساد مردگان را با آن آغشته می کردند تا از تجزیه شدن آن جلوگیری کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:اوزوسریت
wikijoo: مومیا

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دارویی که مرده را بدان حنوط کنند مومیایی . توضیح مصریان قدیم در حنوط کردن اجساد مردگان مهارت داشتند و طریقه حنوط کردن این بود که نخست نعش میت را شکافته امعائ و احشائ و دیگر اعضای درون او را بیرون آورده جای آنها با ادویه و عطریات از قبیل مروکاسیا و زفت می انباشتند و اینها رطوبت بدن را بخود جذب کرده جسد را از فساد نگاه می داشتند سپس بیرون جسد را نمک باروت پاشیده و یا هفتاد روز در محلول ن...

دانشنامه عمومی

مومیا نوعی مادهٔ معدنی است که در طب سنتی مورد استفاده قرار می گرفته است و از این ماده برای درمان بسیاری از بیماری شایع نظیر درد مفاصل، شکستگی ها، بیماری نقرس و غیره بهره می گرفتند. تاریخ استفاده از ماده به هزاران سال قبل باز می گردد و ظاهراً مصریان باستان از اولین مللی بودند که از این ماده برای درمان و همچنین برای مومیایی کردن مردگان خود بهره بردند.دو رساله در فواید سکنجبین و خواص مومیایی، تألیف م...

مترادف و متضاد

حنوط، مومیایی

mummy (اسم)
جسد مومیا شده، مومیا

کلمات مرتبط

  • مومیا گر
  • مومیا ابو جمال
  • جسد مومیا شده
  • منافع المومیا
  • غله مومیایی
  • مومیاکاری
  • مومیایی
  • مومیایی بخش
  • مومیایی بخشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات