کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مولد جریان متناوب
تلفظ بین المللی :
/movˈalled dʒarˈijɑn mˌotenˈɑveb/
تلفظ :
[mov'alled dZaR'ijAn m,oten'Aveb]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
حج سلوک خدا جویان به انضمام هفتاد نکته فقهی و اخلاقی مورد نیاز در حج و عمره
جان مولدر براون
مولد
مولد آبشاری
مولد برق
مولد برق آبی
مولد تَپ همگاهی
مولد ساعت فرما
مولد سرمحور
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
مولدی که جریان الکتریکی متناوب تولید کند
فرهنگستان زبان و ادب
{alternator} [فیزیک] مولدی که جریان الکتریکی متناوب تولید کند
کلمات مرتبط
حج سلوک خدا جویان به انضمام هفتاد نکته فقهی و اخلاقی مورد نیاز در حج و عمره
جان مولدر براون
مولد
مولد آبشاری
مولد برق
مولد برق آبی
مولد تَپ همگاهی
مولد ساعت فرما
مولد سرمحور
نظرات