معانی کلمه : موفقی
لغت نامه دهخدا
موفقی . [ م ُ وَف ْ ف َ ] (اِخ ) محمدبن محمد موفقی . کاتب نزیل مصر. محدثی بود سخت بخشنده و نیکوکار و از پدرش ابوالحسین عبدالکریم بن احمدبن ابوجدار الصواف روایت دارد و ابومحمد عبدالعزیز نخشبی از او روایت کرده است . (از لباب الانساب ).
فرهنگ فارسی
موفق بودن توفیق .
محمد بن محمد موفقی کاتب نزیل مصر محدثی بود سخت بخشنده و نیکوکار ٠
محمد بن محمد موفقی کاتب نزیل مصر محدثی بود سخت بخشنده و نیکوکار ٠
