Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موشا

تلفظ بین المللی : /muːʃˈɑ/ تلفظ :‌ [mu:S'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • بژم موشا
  • جزیره موشا
  • کاگه موشا
  • کاگه موشا توکوگاوا ایه یاسو
  • گالش موشا
  • گیل موشا
  • یان موشا
  • شاه موشان
  • موشاخان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

موشا. (اِخ ) موسی پیغامبر بنی اسرائیل و گویا یهودان ایران نیز موشه یا موشا یا موش گویند. (از یادداشت مؤلف ) :
باز آمدندو گفتند آن امتان موشا
کایزد بد آن نه موشا بر کوه طور سینا.

دقیقی .


و رجوع به موسی شود.
موشا. (اِخ ) دهی است از دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در 3 هزارگزی ...

فرهنگ فارسی

موسی پیغامبر بنی اسرائیل .
دهی است از دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان .

دانشنامه عمومی

موشا (به عربی: موشا) یک منطقهٔ مسکونی در مصر است که در استان اسیوط واقع شده است.
فهرست شهرهای مصر
wiki: موشا

فرهنگ اسم ها

اسم: موشا (پسر) (عبری)
معنی: موسی

کلمات مرتبط

  • بژم موشا
  • جزیره موشا
  • کاگه موشا
  • کاگه موشا توکوگاوا ایه یاسو
  • گالش موشا
  • گیل موشا
  • یان موشا
  • شاه موشان
  • موشاخان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات