مورة. [ رَ ] (ع اِ) پشم ریخته ٔ گوسفند خواه زنده باشد و یا مرده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
موره. [ رَ ] ( اِ ) در عبارت زیر ظاهراً موره نمد و یا نوعی گستردنی باشد که از پشم بافته باشند : همه یک نوبت به طرف سلطان شست گشودند... در آن حالت موره که بر آن نشسته بود آن را سپر کرد و تیر بربازوی سلطان رسید. ( تاریخ فیروزشاهی به نقل مجیرة ).صبح فرمود که لش...
فرهنگ فارسی
در عبارت زیر ظاهرا مورنمد و یا نوعی گستردنی باشد که از پشم بافته باشند .
دانشنامه عمومی
شهر موره (به فرانسوی: موره) در شهرستان اوت-گارون در ناحیه پیرنه میانه با جمعیت ۲۳٬۶۲۲ نفر در کشور فرانسه واقع شده استفرانسهفهرست شهرهای فرانسه۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)wiki: رومانی واقع شده است. جمعیت این شهر ۲۲٬۸۶۸ نفر است.رومانیفهرست شهرهای رومانیwiki: موره (رومانی)...
گویش مازنی
۱ناراحتی ۲مویه کردن
۱مهره – مهرهایی که به گردن حیوان آویزند ۲خر مهره
گندواش – از تیره ی کاسنی که در مزارع گندم سبز شود
/moore/ مهره – مهرهایی که به گردن حیوان آویزند - خر مهره & گندواش – از تیره ی کاسنی که در مزارع گندم سبز شود & ناراحتی - مویه کردن
واژه نامه بختیاریکا
( مَوِرِه ) بلند نشو ؛تنبل ( مَوِره ) پا نشو ؛ کار نکن ( مَوره ) گاو زرد رنگ