مورب . [ م ُ وَرْ رَ ] (ص ) نعت مفعولی منحوت از «اریب » و «وریب » فارسی . وریب . اریب . این لفظ عربی نیست و گویا فارسی زبانان از لفظ اریب و وریب فارسی ، این صیغه ٔ مفعولی را ساخته اند. (از یادداشت مؤلف ). کج و معوج و دارای اریب . (ناظم الاطباء). خط و راه کج . این معنی از اریب فارسی گرفته شده است . (فرهنگ نظام ).- حجاب مورب ؛ حجاب حاجب ، و آن پرده ای باشد میان دل و معده . (یادداشت مؤلف ).- خط مو...
فرهنگ عمید
آنچه سر کج داشته باشد، کج، معوج، خمیده.
فرهنگ معین
(مُ وَ رَّ ) (ص . ) گرفته شده از فارسی به معنای کج ، خمیده .
دانشنامه آزاد فارسی
مُوَرَّب (transversal) خطی که دو یا چند خطِ معمولاً موازی را که در یک صفحه واقع اند، قطع کند. به این خط گاه خط قاطع هم می گویند.
کج، معوج، خمیده، آنچه که سرکج داشته باشدکلمه فارسی است به شکل لغات عربی ) ( اسم صفت ) ۱ - کج معوج : [ خط مورب ] ۲ - خمیده . توضیح در عربی بمعنی مخفی کرده و توریه کرده شده آمده نعت مفعولی است از تاریب . استوار کرده شده .