Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موذنی

تلفظ بین المللی : /mavzˈani/ تلفظ :‌ [mavz'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مؤذنی
  • موذنی علی
  • علی مؤذنی
  • علی محمد مؤذنی
  • ام المومنین
  • شاذه المؤذن
  • اگاژ مونیش انتونیو
  • علی مومنی
  • عمر مؤمنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مؤذنی. [ م ُءْ ذِ ] ( حامص ) مؤذّنی. صفت مؤذن. پیشه مؤذن. اذان گویی. ( از یادداشت مؤلف ) :
نرگس همی رکوع کند در میان باغ
زیرا که کرد فاخته بر سرومؤذنی.
منوچهری.
مؤذن بد را مزن و بدمگوی
لحن خوش آموز و تو کن مؤذنی.
ناصرخسرو.
و رجوع به مؤذن شود.

فرهنگ فارسی

صفت موذن . اذان گویی .

کلمات مرتبط

  • مؤذنی
  • موذنی علی
  • علی مؤذنی
  • علی محمد مؤذنی
  • ام المومنین
  • شاذه المؤذن
  • اگاژ مونیش انتونیو
  • علی مومنی
  • عمر مؤمنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات