موحدة. [ م ُ وَح ْ ح ِ دَ ] (ع ص ) تأنیث موحد. زن که خداوند عالم را یکی داند. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به موحد شود.
موحدة. [ م ُ وَح ْ ح َ دَ ] (ع ص ) موحد. صاحب یک نقطه .حرفی که دارای یک نقطه باشد: باء موحده . یک نقطه دار.(یادداشت مؤلف ). || حرف باء را گویند زیرا یک نقطه بیش ندارد. (ناظم الاطباء). ب . حرف باء. باء موحده . باء اخت التاء. باء که دومین حرف...
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث موحد : [ بائ ( بای ) موحده ] موحد . صاحب یک نقطه . حرفی که دارای یک نقطه باشد .