موثق . [ م َ ث ِ ] (ع مص ) استوار داشتن و اعتماد کردن بر آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ثقة. (منتهی الارب ). استوار شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
استوار، محکم
امین، بااعتبار، درست، موتمن، محرم، مطمئن، معتبر، معتمد ≠ ناموثق
۱. امین، بااعتبار، درست، موتمن، محرم، مطمئن، معتبر، معتمد
۲. استوار، محکم ≠ ناموثق