موبند. [ ب َ ] (اِ مرکب ) بندی که بدان مویهای سر را بهم پیوسته دارند. شریطه ای که بدان مویها را می بندند. (ناظم الاطباء) : سراسر سرآغوش و والا و موبندچو خوبان گلروی مشکین ذوائب . نظام قاری .ای مقنعه و شدّه مرا صبحی و شامی موبند و سرانداز چو نوری و ظلامی . نظام قاری .|| (نف مرکب ) هنرمند و کاری گر. (آنندراج ). || خدمتگزار زنانه . || زنی که موها را آرایش می کند. (ناظم الاطباء). به معنی مشاطه مجاز با...