Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ موبند

تلفظ بین المللی : /mˈuːband/ تلفظ :‌ [m'u:band]
لغت نامه دهخدا
  • موبنداک
  • موبندان
  • شاه موبد
  • شه موبد
  • مو بند
  • موبد
  • موبد ایرانی
  • موبد کشمیری
  • موبدی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

موبند. [ ب َ ] (اِ مرکب ) بندی که بدان مویهای سر را بهم پیوسته دارند. شریطه ای که بدان مویها را می بندند. (ناظم الاطباء) : سراسر سرآغوش و والا و موبندچو خوبان گلروی مشکین ذوائب . نظام قاری .ای مقنعه و شدّه مرا صبحی و شامی موبند و سرانداز چو نوری و ظلامی . نظام قاری .|| (نف مرکب ) هنرمند و کاری گر. (آنندراج ). || خدمتگزار زنانه . || زنی که موها را آرایش می کند. (ناظم الاطباء). به معنی مشاطه مجاز با...

کلمات مرتبط

  • موبنداک
  • موبندان
  • شاه موبد
  • شه موبد
  • مو بند
  • موبد
  • موبد ایرانی
  • موبد کشمیری
  • موبدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات