Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موبق

تلفظ بین المللی : /mˈavbaq1/ تلفظ :‌ [m'avbaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • موبقه
  • موبقات
  • موبقا
  • روکش موقت
  • زاپاس موقت
  • سختی موقت
  • سازۀ موقت
  • شاه موبد
  • سن موفقیت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موبق . [ ب ِ ] (ع ص ) مُهلِک . (یادداشت مؤلف ).

موبق . [ ب َ ] (ع ص ) هلاک کرده شده . || ویران شده . || در زندان کرده شده . (ناظم الاطباء).

موبق . [ م َ ب ِ ] (ع مص ) هلاک گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). وبوق . (منتهی الارب ).

موبق . [ م َ ب ِ ] (اِخ ) وادیی است در...

فرهنگ عمید

هلاک کننده، مسهلک.

فرهنگ معین

(بِ) [ ع . ] (اِفا.) هلاک کننده ، مهلک .

(مَ بِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای هلاکت . 2 - وعده گاه ، میعاد. 3 - زندان .

(بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) هلاک کننده ، مهلک .
(مَ بِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای هلاکت . ۲ - وعده گاه ، میعاد. ۳ - زندان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) هلاک کننده مهلک .
هلاک کرده شده .

کلمات مرتبط

  • موبقه
  • موبقات
  • موبقا
  • روکش موقت
  • زاپاس موقت
  • سختی موقت
  • سازۀ موقت
  • شاه موبد
  • سن موفقیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات