Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مواضی

تلفظ بین المللی : /mavˈɑzi/ تلفظ :‌ [mav'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مواضیع
  • مواضین
  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • ذات المواشی
  • رایانش موازی
  • ردۀ موازی وجهی
  • رهبندی موازی
  • سلطان ماضی
  • سه موالید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مواضی. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ ماضیة.
- مواضی ایام ؛ گذشته های زمان. ( از یادداشت مؤلف ) : در مواضی ایام و سوالف اعوام در اقلیم هندوستان پادشاهی بوده است. ( سندبادنامه ص 31 ). آورده اند که در مواضی دهر و سوالف سنین و شهور... ( سندبادنامه ص 218 ). در مواضی ایام دهقانی بوده است صاین و متدین و متورع و متقی. ( سندبادنامه ص 129 ). و رجوع به ماضی شود.

فرهنگ فارسی

جمع ماضیه .

کلمات مرتبط

  • مواضیع
  • مواضین
  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • ذات المواشی
  • رایانش موازی
  • ردۀ موازی وجهی
  • رهبندی موازی
  • سلطان ماضی
  • سه موالید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات