Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مواسی

تلفظ بین المللی : /mavˈɑsi/ تلفظ :‌ [mav'Asi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • المواسی
  • مواسیر اسکیلر
  • مواسیق
  • الفرد مواسیو
  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • ذات المواشی
  • رایانش موازی
  • ردۀ موازی وجهی
  • رهبندی موازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مواسی . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ موسی . (ناظم الاطباء). ج ِ موسی به معنی استره . (آنندراج ). ج ِ موسی به معنی تیغهای دلاکی . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به موسی شود.

مواسی . [ م ُ ] (ع ص ) مواسات کننده . مواساکننده . به مال وتن کسی را یاری و غمخواری کننده . «مخصوص است به کفاف اگر در فضل کفاف باشد آن را مواسی نگویند». (از یادداشت لغت نامه ) (از منتهی الارب ) (از اقر...

فرهنگ فارسی

جمع موسی . جمع موسی به معنی استره .

کلمات مرتبط

  • المواسی
  • مواسیر اسکیلر
  • مواسیق
  • الفرد مواسیو
  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • ذات المواشی
  • رایانش موازی
  • ردۀ موازی وجهی
  • رهبندی موازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات