کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مهر-روی | کلماتور
معانی کلمه : مهر روی
تلفظ بین المللی :
/mˈeːhr rˈuje/
تلفظ :
[m'e:hR R'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انتقاد مضر و از روی بدبینی
پایش روی مار باشد بر نمی دارد
روی مور
مگر انکه از روی جنازه اش رد شوی
مه رویه
بدون رویداد مهم
فهرست شخصیت ها مکان ها و رویدادهای افسانه ای مصر باستان
کنسرت رؤیایی زنده از اهرام بزرگ مصر
محوطه بندر تاریخی مه رویان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مهرروی. [ م ِ ] ( ص مرکب ) دارای رویی چون آفتاب. مجازاً، زیبا. جمیل. ماهروی. مه رخسار :
گشاد و جهان کرد از او پرشکر
مه مهرروی و بت سیمبر.
اسدی ( گرشاسب نامه ).
فرهنگ فارسی
دارای رویی چون آفتاب مجازا زیبا جمیل ماهروی مه رخسار .
کلمات مرتبط
انتقاد مضر و از روی بدبینی
پایش روی مار باشد بر نمی دارد
روی مور
مگر انکه از روی جنازه اش رد شوی
مه رویه
بدون رویداد مهم
فهرست شخصیت ها مکان ها و رویدادهای افسانه ای مصر باستان
کنسرت رؤیایی زنده از اهرام بزرگ مصر
محوطه بندر تاریخی مه رویان
نظرات