معانی کلمه : مهتدی
لغت نامه دهخدا
مهتدی . [ م ُ ت َ ] (اِخ ) ابن حمادبن عمرو الذهلی . امیر بخارا بود و او به امر ابوالعباس طوسی شهر بخارا را باره زد. (از تاریخ بخارا ص 41).
فرهنگ عمید
هدایت شده، راه راست یافته.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) راه راست یافته .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: مهتدی (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mohtadi) (فارسی: مهتدی) (انگلیسی: mohtadi)
معنی: هدایت شده، راه راست یافته، راه یافته، رشید، راه راست یابنده
معنی: هدایت شده، راه راست یافته، راه یافته، رشید، راه راست یابنده
