معانی کلمه : منیت
لغت نامه دهخدا
منیت . [ م َ نی ی َ ] (ع اِ) منیة. موت و مرگ . (غیاث ) (آنندراج ) : مشرب زندگانی به خاک منیت مکدر گشت . (جهانگشای جوینی ). رجوع به مَنیَّة شود.
فرهنگ عمید
اجل؛ مرگ.
آرزو؛ خواهش.
اجل، مرگ.
آرزو، خواهش.
آرزو، خواهش.
فرهنگ معین
(مَ یَّ) (مص جع .) غرور، خودبینی .
(مَ نِ یَّ) [ ع . منیة ] (اِ.) 1 - اجل ، مرگ . 2 - سرنوشت .
(مَ نِ یَّ ) [ ع . منیة ] (اِ. ) ۱ - اجل ، مرگ . ۲ - سرنوشت .
(مَ یَّ ) (مص جع . ) غرور، خودبینی .
(مَ یَّ ) (مص جع . ) غرور، خودبینی .
فرهنگ فارسی
خودستایی، خودخواهی
اجل، مرگ، منایا جمع
( اسم ) مرگ اجل جمع : منایا.
خود خواهی و خود پسندی و تکبر و نخوت
( اسم ) مرگ اجل جمع : منایا.
خود خواهی و خود پسندی و تکبر و نخوت
مترادف و متضاد
انانیت، خودبینی، خودخواهی، خودستایی، غرور، لاف
