معانی کلمه : منوب عنه
لغت نامه دهخدا
منوب عنه. [م َ بُن ْ ع َن ْه ْ ] ( ع ص مرکب ) شخصی که کسی به کارش نایب او باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به منوب شود.
فرهنگ فارسی
کسی که دیگری از تو در کاری نیابت کرده.
شخصی که کسی بکارش نایب او باشد .
شخصی که کسی بکارش نایب او باشد .
