معانی کلمه : منها کردن
دانشنامه عمومی
کم کردن.
مترادف و متضاد
تفریق کردن ≠ جمع کردن
۱. تفریق کردن ≠ جمع کردن
۲. کسر کردن، کاستن
۳. به حساب نیاوردن
subtract (فعل)
کاستن، کم کردن، تفریق کردن، منها کردن، تفریق شدن

کم کردن.
تفریق کردن ≠ جمع کردن
۱. تفریق کردن ≠ جمع کردن
۲. کسر کردن، کاستن
۳. به حساب نیاوردن