Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منهال

تلفظ بین المللی : /manhˈɑl/ تلفظ :‌ [manh'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • منهال بن ابی عیینه ال مهلب
  • منهال بن عمرو
  • منهال بن عمرو اسدی
  • لیلا بنت منهال
  • ابوالمنهال عیینه بن منهال ال مهلب
  • منهالیه
  • صالح المنهالی
  • صعب المنال
  • بابیچ میهالی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منهال . [ م ِ ] (اِخ ) ابن میمون عجلی . رئیس فرقه ای از مشبهه که به نام او به منهالیه مشهورند. (یادداشت مرحوم دهخدا).

منهال . [ م ُ ] (ع ص ) فروریخته از خاک و ریگ و جز آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ریخته شده به روی پیمانه . (ناظم الاطباء).

منهال . [ م ِ ] (ع ص ) مرد بسیار به خشم آور. (منتهی الارب )(آنندراج...

فرهنگ فارسی

فرو ریخته از خاک و ریگ و جز آن ریخته شده به روی پیمانه .

کلمات مرتبط

  • منهال بن ابی عیینه ال مهلب
  • منهال بن عمرو
  • منهال بن عمرو اسدی
  • لیلا بنت منهال
  • ابوالمنهال عیینه بن منهال ال مهلب
  • منهالیه
  • صالح المنهالی
  • صعب المنال
  • بابیچ میهالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات