معانی کلمه : منغص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مکدر؛ تیره.
۲. ناگوار.
۱. تیرهکننده.
۲. کسی یا چیزی که زندگانی را بر کسی تیره و ناگوار کند.
۱. مکدر، تیره.
۲. ناگوار.
۱. تیره کننده.
۲. کسی یا چیزی که زندگانی را بر کسی تیره و ناگوار کند.
۲. ناگوار.
۱. تیره کننده.
۲. کسی یا چیزی که زندگانی را بر کسی تیره و ناگوار کند.
فرهنگ معین
(مُ نَ غَّ) [ ع . ] (اِمف .) تیره ، ناگوار.
(مُ نَ غِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - تیره گرداننده . 2 - ناخوش کننده .
(مُ نَ غَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) تیره ، ناگوار.
(مُ نَ غِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - تیره گرداننده . ۲ - ناخوش کننده .
(مُ نَ غِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - تیره گرداننده . ۲ - ناخوش کننده .
فرهنگ فارسی
مکدر، تیره، ناگوار
( اسم ) ۱ - تیره گرداننده ۲ - نا خوش کننده : [ اگر فرقت خانه و وطن منغص این حال نبودی جمعیتی تمام دار می ...] ( نفثه المصدور . چا . یز . ۱۱۷ )
( اسم ) ۱ - تیره گرداننده ۲ - نا خوش کننده : [ اگر فرقت خانه و وطن منغص این حال نبودی جمعیتی تمام دار می ...] ( نفثه المصدور . چا . یز . ۱۱۷ )
دانشنامه عمومی
تیره؛ ناگوار
مترادف و متضاد
تیره، کدر، مکدر، ناخوش، ناگوار
