معانی کلمه : منظور کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) در نظر گرفتن ، پذیرفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پسند کردن پذیرفتن . ۲ - مورد توجه قرار دادن . ۳ - بحساب آوردن .
مترادف و متضاد
محسوب کردن، لحاظ کردن، درنظر گرفتن، قلمداد کردن، منظور داشتن، مورد توجه قراردادن
appropriate (فعل)
اختصاص دادن، برای خود برداشتن، منظور کردن
