منطلق. [ م ُ طَ ل ِ ] ( ع ص ) رهاشده و آزادشده. ( ناظم الاطباء ).- منطلق شدن ؛ آزاد شدن. رها شدن : فصحا را بر نطق تو چنان تخم کدومنطلق می نشود تیغ زبانها ز غلاف.کمال الدین اسماعیل ( دیوان چ بحرالعلومی ص 372 ).|| اجازت داده شده. || رفته و روانه شده. ( ناظم الاطباء ). رونده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). || گشاده شده روی و دارای بشاشت و شادمان و خوشحال. ج ، مطالق. ( ناظم الاطباء ). گش...