سخنگو؛ گویا.
۱. علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن انسان از خطای فکر یا استدلال غلط محفوظ میماند.
۲. روش سخن و استدلال.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] سخن گفتن.
۴. [قدیمی] گفتار؛ سخن.
(مِ طَ) [ ع . ] (اِ.) کمربند. ج . مناطق .
(مَ طِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - استدلال عاقلانه . 2 - علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن می توان از فکر غلط یا استدلال نادرست پرهیز کرد. 3 - دلیل ، علت . 4 - فکر درست .
سخن، کلام
بینه، عقل
دلیل، علت
روششناسی، متدولوژی
۱. سخن، کلام
۲. بینه، عقل
۳. روششناسی، متدولوژی
۴. دلیل، علت
خردورز