کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منضف
تلفظ بین المللی :
/mˈanzaf/
تلفظ :
[m'anzaf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
منضفر
بازی های کشورهای مشترک المنافع
بحرالفضایل فی منافع الافضل
مادۀ منفجره
مادۀ منفجرۀ قوی
مدیریت منافع
مشترک المنافع
مضفر
مناف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منضف. [ م ِ ض َ ] ( ع ص ) رجل منضف ؛ مرد گوززننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ضَرّاط. ج ، مناضف. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
رجل منضف مرد گوز زننده .
کلمات مرتبط
منضفر
بازی های کشورهای مشترک المنافع
بحرالفضایل فی منافع الافضل
مادۀ منفجره
مادۀ منفجرۀ قوی
مدیریت منافع
مشترک المنافع
مضفر
مناف
نظرات