کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منضبط | کلماتور
معانی کلمه : منضبط
تلفظ بین المللی :
/monzˈabet/
تلفظ :
[monz'abet]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
منبطح
منضب
منهبط
متضبط
ردۀ مرتبط
ظروف مرتبطه
علی مرابطی
مبطخ
مبطخه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
منضبط. [ م ُ ض َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از انضباط. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دارای انضباط.
فرهنگ فارسی
ویژگی فردی که دارای انضباط است متـ . باانضباط
نعت فاعلی است از انضباط .
مترادف و متضاد
باانضباط، بانظم، مرتب، منظم
فرهنگستان زبان و ادب
{disciplined} [علوم نظامی] ویژگی فردی که دارای انضباط است متـ . باانضباط
کلمات مرتبط
منبطح
منضب
منهبط
متضبط
ردۀ مرتبط
ظروف مرتبطه
علی مرابطی
مبطخ
مبطخه
نظرات