منصف . [ م ِ / م َ ص َ ] (ع ص ، اِ) چاکر. ج ، مناصف . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). خدمتگار. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
داددهنده؛ آنکه به عدلوداد رفتار کند.
نیمساز
منصفالزاویه
دونیمهکننده
حقبین، دادگر، عادل
انصافدار، باانصاف، بامروت ≠ بیانصاف
۱. نیمساز
۲. منصفالزاویه
۳. دونیمهکننده
۱. انصافدار، باانصاف، بامروت
۲. حقبین، دادگر، عادل ≠ بیانصاف
۳. بینظر
۴. آزرمجو
دادمند، دادور