کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منصع
تلفظ بین المللی :
/mˈansaʔ/
تلفظ :
[m'ansa?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رهبندی منبع
زابل منصوری
اوجی منصور
ساز عالی مرصع
سیاه منصور
سیه منصور
صاحب منصب
صاحب منصب رفتنی
عرفه منعج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منصع. [ م َ ص َ ] ( ع اِ ) انجمن یا جای خالی کرده جهت بول و قضای حاجت. ج ، مناصع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). انجمن و مجلس و یا جایی که جهت بول و قضای حاجت تخلیه کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
رهبندی منبع
زابل منصوری
اوجی منصور
ساز عالی مرصع
سیاه منصور
سیه منصور
صاحب منصب
صاحب منصب رفتنی
عرفه منعج
نظرات