کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منصدع
تلفظ بین المللی :
/monsˈadeʔ/
تلفظ :
[mons'ade?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متصدع
مصدع
منخدع
مندعص
مندعی
مصدع شدن
مصدع کسی شدن
مندعوره
منصع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منصدع. [ م ُ ص َ دِ ] ( ع ص ) شکافته شونده.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شکافته و چاک شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انصداع شود.
کلمات مرتبط
متصدع
مصدع
منخدع
مندعص
مندعی
مصدع شدن
مصدع کسی شدن
مندعوره
منصع
نظرات