Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منسم

تلفظ بین المللی : /mˈansam/ تلفظ :‌ [m'ansam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ذات منسم
  • ذو منسم
  • حب المنسم
  • ذوات المناسم
  • روح مجسم
  • روضه المنجمین
  • زاویه ٔ مجسمه
  • سردرد مسمومیتی
  • علی منجم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منسم . [ م ُ ن َس ْ س ِ ] (ع ص ) زنده کننده ٔ مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زندگی بخش و حیات بخش و جان دهنده و برانگیزاننده ٔ حیات . (ناظم الاطباء).

منسم . [ م َس ِ ] (اِ) رستنیی است که ثمر آن را حب المنسم خوانند و در عطریات به کار برند. (برهان ) (آنندراج ). نام رستنیی است که در عطریات به کار برند. (ناظم الاطباء). رجوع به حب المنسم شو...

فرهنگ عمید

سُم شتر.

فرهنگ فارسی

پی یاناخن شتر وفیل وشترمرغ ، ونیزبمعنی علامت ونشانه وراه وروش، مناسم جمع ، به معنی دانهای خوشبونیزگفته شده
۱ - سپل شتر شترمرغ و فیل . ۲ - نشانه راه عمت راه . ۳ - راه روش ۴ - گیاهی است که دانه هایش را حب المنسم خوانند .
زنده کننده مردم . زندگی بخش و حیات بخش و جان دهنده و بر انگیزنده حیات .

کلمات مرتبط

  • ذات منسم
  • ذو منسم
  • حب المنسم
  • ذوات المناسم
  • روح مجسم
  • روضه المنجمین
  • زاویه ٔ مجسمه
  • سردرد مسمومیتی
  • علی منجم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات