Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منسحب

تلفظ بین المللی : /monsˈaheb/ تلفظ :‌ [mons'aheb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • منسب
  • منسوب
  • منسوبه
  • منسوبین
  • خویشاوند و منسوب به وسیله ازدواج
  • داستان حماسی منسوب به هومر
  • منسوب بلافصل
  • منسوب به اویلوس خدای بادا
  • منسوب به بافت غده ای و لنفاوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

منسحب. [ م ُ س َ ح ِ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کشیده شده بر زمین. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).- منسحب شدن ؛ کشیده شدن : چون برآمد بر هوا موش از غراب منسحب شد چغز نیز از قعر آب.مولوی.رجوع به انسحاب شود. || شامل. شامل شونده. شمول یافته. مشتمل. احاطه یافته. محیط. فراگیرنده : هرگاه که نیت خدای را بود و از شوایب علل صافی و خالص باشد حکم آن را بر جمیع اجزاء عمل منسحب...

فرهنگ عمید

۱. کشیده شونده.
۲. عقب نشینی کننده.

کلمات مرتبط

  • منسب
  • منسوب
  • منسوبه
  • منسوبین
  • خویشاوند و منسوب به وسیله ازدواج
  • داستان حماسی منسوب به هومر
  • منسوب بلافصل
  • منسوب به اویلوس خدای بادا
  • منسوب به بافت غده ای و لنفاوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات