منسحب. [ م ُ س َ ح ِ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کشیده شده بر زمین. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).- منسحب شدن ؛ کشیده شدن : چون برآمد بر هوا موش از غراب منسحب شد چغز نیز از قعر آب.مولوی.رجوع به انسحاب شود. || شامل. شامل شونده. شمول یافته. مشتمل. احاطه یافته. محیط. فراگیرنده : هرگاه که نیت خدای را بود و از شوایب علل صافی و خالص باشد حکم آن را بر جمیع اجزاء عمل منسحب...