معانی کلمه : منزل
لغت نامه دهخدا
منزل . [ م َ زِ / زَ ] (ع مص ) نزول . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به نزول شود.
فرهنگ عمید
فرودآمده؛ فروفرستادهشده.
۱. جای فرود آمدن.
۲. خانه؛ سرای.
۱. جای فرود آمدن.
۲. خانه، سرای.
فرودآمده، فروفرستاده شده.
۲. خانه، سرای.
فرودآمده، فروفرستاده شده.
فرهنگ معین
(مَ زِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - خانه ، سرای . 2 - جای فرود آمدن . ج . منازل .
(مُ زَ) [ ع . ] (اِمف .) فرو فرستاده شده ، فرود آمده . ؛ وحی ~ وحی ای که از جانب خداوند نازل شده .
(مَ زِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - خانه ، سرای . ۲ - جای فرود آمدن . ج . منازل .
(مُ زَ ) [ ع . ] (اِمف . ) فرو فرستاده شده ، فرود آمده . ، وحی ~ وحی ای که از جانب خداوند نازل شده .
(مُ زَ ) [ ع . ] (اِمف . ) فرو فرستاده شده ، فرود آمده . ، وحی ~ وحی ای که از جانب خداوند نازل شده .
فرهنگ فارسی
جای فرود آمدن، خانه، سرای، منازل جمع، فرود آمده، فروفرستاده شده
( اسم ) فرود آمده .یا وحی منزل . وحیی که از طرف خدا نازل شده .
نزول .
( اسم ) فرود آمده .یا وحی منزل . وحیی که از طرف خدا نازل شده .
نزول .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
خانه – اتراق گاه
/menzel/ خانه – اتراق گاه
مترادف و متضاد
مرحله
جا، مکان
اقامتگاه
مقصد، هدف
جایگاه، مقام
منزلگاه، منزلگه
مسافت بین دواتراق
اهلبیت، زن و فرزندان
بیت، خانه، دار، دولتسرا، سامان، سرا، کاشانه، ماوا، مسکن، موطن، نشیمن، وثاق، یورت
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خانه، فرودگاه، گامه
واژه نامه بختیاریکا
بُن. مثلا دو بُن دو جُلی؛ چُل وار؛ بُنه گَه؛ بُنه؛ بُنه وار؛ تو گَه؛ دَر آستُو؛ لیزگِه؛ هوه خدا
