مندرس . [ م َ دَ رَ ] (اِخ ) نهری در آسیای صغیر در غرب آناطولی به طول تقریبی 380 کیلومتر که به ارخبیل می ریزد. رجوع به المنجد و قاموس الاعلام ترکی و مندره و مئاندر شود.
مندرس. [ م ُ دَ رِ ] ( ع ص ) رسم مندرس ؛ نشان و علامت ناپدیدگردیده و محوشده. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). منطمس. ازمیان رفته : منزلی کاندر ...
فرهنگ عمید
۱. کهنه، فرسوده. ۲. نابودشده، ازبین رفته.
فرهنگ معین
(مُ دَ رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) کهنه ، فرسوده .
دانشنامه آزاد فارسی
مِنْدِرِس (به ترکی: بیوک مندرس؛ یا: مندرس بزرگ) رودی به طول حدود ۴۰۰ کیلومتر، در ترکیۀ اروپایی. از نزدیکی افیون قره حصار سرچشمه می گیرد و در مسیری پرپیچ وخم جریان می یابد و به دریای اژه می ریزد.