Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منخلع

تلفظ بین المللی : /monxˈaleʔ/ تلفظ :‌ [monx'ale?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مخلع
  • منخدع
  • منخل
  • مندلع
  • منقلع
  • غیر منقلع
  • منجلع
  • منخرع
  • منخزع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منخلع. [ م ُ خ َ ل ِ ] ( ع ص ) از جای کنده. منتزع شده. بیرون شونده. بیرون شده. جداگردیده.- منخلع شدن ؛ از جای کنده شدن. جدا شدن. بیرون آمدن. دور شدن : دوستان خدای را گویند یااولیأاﷲ بیایید نزدیک خدای تعالی ، دلهای ایشان از شادی منخلع شود. ( کیمیای سعادت چ احمد آرام ص 830 ). قبایل ترکان... از اطاعت و انقیاد او منخلع شده و تعرض می رسانیده... ( جهانگشای جوینی ). در مقام فنای ارادت که سالک از حول و ق...

فرهنگ عمید

ازجا برکنده.

فرهنگ معین

(مُ خَ لِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - از جای کنده . ۲ - منقطع .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - از جای کنده . ۲ - منقطع .

کلمات مرتبط

  • مخلع
  • منخدع
  • منخل
  • مندلع
  • منقلع
  • غیر منقلع
  • منجلع
  • منخرع
  • منخزع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات