کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منخزل | کلماتور
معانی کلمه : منخزل
تلفظ بین المللی :
/monxˈazel/
تلفظ :
[monx'azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
ساعتلوی منزل
صاحب منزل
عالی منزلت
فرق المنازل
قدر و منزلت
کیوان منزلت
متخزل
مراقبت های سلامت در منزل
مقیم منزل هفتم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
منخزل. [ م ُ خ َ زِ ] ( ع ص ) منقطع و بریده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) : کارها همه این مرد می برگزارد که پدریان منخزل بودند و منحرف. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 329 ).|| با تبختر راه رونده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
منقطع، بریده.
فرهنگ معین
(مُ خَ زَ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - منقطع ، بریده . ۲ - باتبختر رونده .
کلمات مرتبط
ساعتلوی منزل
صاحب منزل
عالی منزلت
فرق المنازل
قدر و منزلت
کیوان منزلت
متخزل
مراقبت های سلامت در منزل
مقیم منزل هفتم
نظرات