منتهی . [ م ُ ت َ ها ] (ع ص ) به پایان رسیده و پرداخته و انجام داده و به آخر رسیده . (ناظم الاطباء). || (اِ) نهایت . گویند: هو بعیدالمنتهی . (از اقرب الموارد) : و اءَن َّ اًلی ربک المنتهی . (قرآن 42/53). رجوع به منتها شود.- سدرةالمنتهی . رجوع به سدره شود....
فرهنگ عمید
به آخر رسیده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) به انتها رساننده ، به پایان .
فرهنگ فارسی
به نهایت رسنده، به آخررسیده، به پایان رسیده ، پایان و آخر ( اسم ) ۱ - باخر رسنده بانجام رسنده . ۲ - بپایان رساننده . ۳ - کسی که در علمی فنی یا صنعتی استاد شده مقابل مبتدی . ۴ - تمام شده .