منتقل. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) از جایی به جایی رونده. ( غیاث ) ( آنندراج ). از جایی به جایی شونده. ( ناظم الاطباء ). نقل شونده. انتقال یابنده. جابجاشونده.- منتقل ٌالیه ؛ ( اصطلاح فقه ) کسی که در عقد یا ایقاعی ، مالی به او منتقل می شود ناقل همان مال را منتقل ٌعنه گویند. همچنین است اگر مال به حکم قانون منتقل شود مانند ارث ، در این صورت وارث منتقل ٌالیه است. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). ...
فرهنگ عمید
انتقال یابنده، جابه جا شده.
فرهنگ معین
(مُ تَ قِ ) [ ع . ] (اِفا. ) جابه جا شونده .
فرهنگ فارسی
انتقال یابنده، جابجاشده، ازجائی بجای دیگررفته ( اسم ) از جایی بجای دیگر رونده انتقال یابنده جمع : منتقلین .