Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منتفخ

تلفظ بین المللی : /montˈafex/ تلفظ :‌ [mont'afex]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • علی منتخب
  • متفخر
  • منتخب
  • منتخب التواریخ
  • منتخبات
  • منتخبه
  • منتف
  • منتفج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منتفخ. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) برآماسیده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متورم. ورم کرده. آماسیده. آماهیده. بادکرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به انتفاخ شود.- منتفخ شدن ؛ آماسیدن. ( یادداشت ایضاً ). باد کردن برآمدن.- منتفخ گردیدن ؛ منتفخ شدن : خون دل برجوشد و عروق و شرایین از آن منتفخ گردند. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 355 ). رجوع به ترکیب قبل شود.|| سخت خشمگین. (...

فرهنگ فارسی

بر آماسیده . متورم ورم کرده .

کلمات مرتبط

  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • علی منتخب
  • متفخر
  • منتخب
  • منتخب التواریخ
  • منتخبات
  • منتخبه
  • منتف
  • منتفج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات