معانی کلمه : مناسک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
اعمال و عبادات دینی.
〈 مناسک حج: اعمال و عبادات حج، از قبیل طواف کعبه، دویدن بین صفا، مروه، و اقامت در عرفات، و قربانی کردن.
اعمال و عبادات دینی.
* مناسک حج: اعمال و عبادات حج، از قبیل طواف کعبه، دویدن بین صفا، مروه، و اقامت در عرفات، و قربانی کردن.
* مناسک حج: اعمال و عبادات حج، از قبیل طواف کعبه، دویدن بین صفا، مروه، و اقامت در عرفات، و قربانی کردن.
فرهنگ معین
(مَ س ) [ ع . ] (اِ. ) جِ منسک ، آیین های عبادی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مناسک حج: اعمال وعبادات حج ازقبیل طواف کعبه ودویدن بین صفاومروه وایستادن درعرفات
( اسم ) جمع : منسک : ۱ - عبادتها ۲ - جاهای عبادت . یا مناسک حج . اعمالی که هنگام حج انجام دهند مانند طواف کعبه سعی بین صفا و مروه اقامت در عرفات و غیره .
( اسم ) جمع : منسک : ۱ - عبادتها ۲ - جاهای عبادت . یا مناسک حج . اعمالی که هنگام حج انجام دهند مانند طواف کعبه سعی بین صفا و مروه اقامت در عرفات و غیره .
مترادف و متضاد
آداب، آیینها، سنن، عبادات، عبادتها، منسکها، مراسم، نیایشها
