معانی کلمه : ممه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مَ مَ یا مِ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - پستان . ۲ - پستانک (به زبان کودکان ). ، ~ را لولو بردن از میان رفتن وضع یا کیفیت دلخواه یا مورد نظر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ( بزبان کودکان ) پستان . یا ممه را لولو برد . ۱ - بهنگام از شیر گرفتن کودکان نوک پستان مادر را سیاه کنند و چیزی تلخ مالند چون بچه خواهد بمکد از طعم آن متاذی شود بدو گویند : ممه را لولو برد . ۲ - فایده و امر نیک متوقع از بین رفت .
گویش مازنی
پستان
پستانک
۱مادر ۲پستان
۱واژه ای است به معنی خوراک و غذا به زبان کودکان
/mame/ مادر - پستان & واژه ای است به معنی خوراک و غذا به زبان کودکان
گویش دزفولی
پستان
مترادف و متضاد
پستان
پستانک
۱. پستان
۲. پستانک
