معانی کلمه : مملوک
لغت نامه دهخدا
مملوک . [ م َ ] (اِخ ) سلاطین مملوک یا ممالیک ،وارثان ایوبیان در مصر و شام بودند و به دو دسته تقسیم می شوند: یکی سلاطین مملوک بحری و دیگر سلاطین مملوک برجی . رجوع به کتاب سلسله های اسلامی از کلیفورد ادموند بوسورث و رجوع به ممالیک در همین لغت نامه شود.
فرهنگ عمید
بنده، برده، غلام.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - بنده ، غلام . ۲ - کنیز. ج . ممالیک .
فرهنگ فارسی
بنده، برده، غلام، ممالیک جمع
( اسم ) در ملک آورده شده . ۲ - ( صفت ) بنده غلام : ( شاها اگر بعرش رسانم سریر فضل مملوک این جنابم و مسکین این درم . ] ( حافظ . ۲۲۵ ) جمع : ممالیک .
( اسم ) در ملک آورده شده . ۲ - ( صفت ) بنده غلام : ( شاها اگر بعرش رسانم سریر فضل مملوک این جنابم و مسکین این درم . ] ( حافظ . ۲۲۵ ) جمع : ممالیک .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
انباشته – پر
/mamlok/ انباشته – پر
مترادف و متضاد
برده، بنده، زرخرید، عبد، غلام ≠ ارباب، مالک
