معانی کلمه : ممقوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ویژگی شخصی که مورد بغض و دشمنی واقع شده، دشمن داشته شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) دشمن داشته شده ، مبغوض .
فرهنگ فارسی
دشمن داشته شده، طرف بغض ودشمنی واقع شده
( اسم ) دشمن داشته شده مبغوض : [ طوطیی را با زاغی در قفس کردند .. میگفت این چه طلعت مکروه است و هیات ممقوت .. ] ( گلستان . چا . فروغی ص ۱۳۲ )
( اسم ) دشمن داشته شده مبغوض : [ طوطیی را با زاغی در قفس کردند .. میگفت این چه طلعت مکروه است و هیات ممقوت .. ] ( گلستان . چا . فروغی ص ۱۳۲ )
