معانی کلمه : ممسنی
لغت نامه دهخدا
ممسنی . [م َ م َ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش اردل شهرستان شهرکرد. دارای 270 تن سکنه . محصول آن غلات ، کتیرا، پشم ، روغن و انگور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
زلال .شفاف
تیره ای از طایفۀ اورک از ایل دینارانی بختیاری که بیشتر آنها در روستایی به همین نام در منطقۀ دیناران، و عده ای نیز در گرمسیرات خوزستان مانند چشم گرگی، پرچستون، دهدز و ایذه سکونت دارند.
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ( ت ) ممزایی؛ ( ط ) مم صالح
