معانی کلمه : ملون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رنگ آمیزی شده، رنگ شده.
۲. رنگارنگ.
۳. (ادبی ) = ذوبحرین
۲. رنگارنگ.
۳. (ادبی ) = ذوبحرین
فرهنگ معین
(مُ لَ وَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) رنگ کرده شده . ۲ - (ص . ) رنگارنگ .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ذوبحرین
الوان، رنگارنگ
۱. الوان، رنگارنگ
۲. ذوبحرین
colored (صفت)
رنگی، رنگین، ملون، نژادهای غیر سفید پوست
coloured (صفت)
رنگی، رنگین، ملون، نژادهای غیر سفید پوست
واژه نامه بختیاریکا
( ملوّن ) تَه جَوزی؛ چِل گُل؛ دفک
