Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملوان

تلفظ بین المللی : /malˈavɑn/ تلفظ :‌ [mal'avAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ملوان انگلیسی
  • ملوان تازه کار
  • ملوان نا ازموده
  • ملوان کهنه کار
  • ملوان انزلی باشگاه
  • ملوان زبل
  • ملوان فارس
  • ملوان ماهی
  • بیلی باد ملوان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ملوان . [ م َ ل َ ] (اِ) ناوبر در کشتیهای تجارتی . (فرهنگستان ). || دریانورد. ملاح .

ملوان. [ م َ ل َ ]( ع اِ ) شب و روز. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). شب و روز. واحد آن مَلا است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شب و روز یا قسمتی از آن دو. ( از اقرب الموارد ). به صیغه تثنیه ، شب و روز. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ملوین شود.- امثال : من لم یؤدبه الابوان یؤدبه ا...

فرهنگ عمید

ملاح در کشتی های تجارتی، ملاح، ناوبر.

فرهنگ معین

( ~.) [ ع . ] (اِ.) تثنیة ملا (ملأ)؛ شب و روز.

(مَ لَ) (ص .) ملاح ، دریانورد، ناوبر در کشتی های تجاری (فره ).

(مَ لَ ) (ص . ) ملاح ، دریانورد، ناوبر در کشتی های تجاری (فره ).
( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) تثنیة ملا (ملأ )، شب و روز.

فرهنگ فارسی

ملاح، ناوبر، ملاح درکشتیهای تجارتی
( اسم ) تثنیه ملا شب و روز

دانشنامه عمومی

جاشور - پایین ترین پست سازمانی در کشتی های تجاری سکان دار و نظافت چی پل فرماندهی

مَلَوان کسی است که در هدایت یا کمک در عملیات تعمیر و نگهداری یا خدمات در شناورها بر روی آب و در بندرگاه ها نقش دارد. این اصطلاح در مورد دریانوردان حرفه ای، کارکنان نظامی و سربازان شاغل در نیروی دریایی، ملوانان تفریحی و ملوانان ماهیگیر کاربرد دارد.دریانوردیقایقکشتیقایق بادبانیبندرگاهلنگرگاهباشگاه فوتبال ملوان بند...

مترادف و متضاد

شب‌وروز

جاشو، دریانورد، کشتیبان، ملاح، ناوبان، ناوکار

۱. جاشو، دریانورد، کشتیبان، ملاح، ناوبان، ناوکار
۲. شبوروز

gob (اسم)خرخره، تکه، دهان، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، ملوان، یک دهن غذا، تخته کفsailor (اسم)ملوان، ملاح، دریا نورد، قایق بادبانی، ناویseaman (اسم)ملوان، جاشوseafarer (اسم)ملوان، دریا نورد، بحر پیماmariner (اسم)ملوان، ملاح، دریا نورد، کشتیرانsailer (اسم)ملوان، ملاح...

واژه نامه بختیاریکا

اَو باز

کلمات مرتبط

  • ملوان انگلیسی
  • ملوان تازه کار
  • ملوان نا ازموده
  • ملوان کهنه کار
  • ملوان انزلی باشگاه
  • ملوان زبل
  • ملوان فارس
  • ملوان ماهی
  • بیلی باد ملوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات