ملهم . [ م َ هََ ] (اِ) بر وزن و معنی مرهم است . (برهان ) (آنندراج ). مرهم . (ناظم الاطباء).
ملهم . [ م ِ هََ ] (ع ص ) رجل ملهم ؛ مرد بسیارخوار. (منتهی الارب ). مرد پرخوار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
الهامکننده؛ تلقینکننده.
کسی که امری به او الهام یا تلقین شده؛ الهامشده.
(مُ هَ) [ ع . ] (اِمف .) الهام شده .
(مُ هِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - الهام کننده ، تلقین کننده . 2 - خدای تعالی ؛ ج . ملهمین .
مرهم
مرهم
الهامبخش، الهامکننده