Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملعنت

تلفظ بین المللی : /malʔˈanat/ تلفظ :‌ [mal?'anat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • متعنت
  • ملعن
  • معنت
  • ملعنه
  • تم ملنتکی
  • متعنتان
  • ملنتین
  • ملونتا
  • وولکا ملنتسکا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ملعنت . [ م َ ع َ ن َ ] (ع اِ) مأخوذ از تازی ، کاری که سبب لعنت گردد و شیطنت . (ناظم الاطباء). ملعنة. رجوع به ملعنة شود. || (اِمص ) ملعونی . بنفرینی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

ملعنت. [ م َ ع َ ن َ ] ( ع اِ ) مأخوذ از تازی ، کاری که سبب لعنت گردد و شیطنت. ( ناظم الاطباء ). ملعنة. رجوع به ملعنة شود. || ( اِمص ) ملعونی. بنفرینی. ( یادداشت به خط مرحوم ده...

فرهنگ عمید

۱. آنچه موجب لعن شود، شرارت، پلیدی.
۲. بدبختی.

فرهنگ معین

(مَ عَ نَ ) [ ع . ملعنة ] (اِ. ) ۱ - محل قضای حاجت ، جای تغوط . ۲ - آن چه موجب لعن شود. ۳ - در فارسی : بدذاتی ، شیطنت .

مترادف و متضاد

ملعنه

بیچارگی، بدبختی، شوربختی

بدذاتی، شرارت، شیطنت، موذیگری

۱. بدذاتی، شرارت، شیطنت، موذیگری
۲. ملعنه
۳. بیچارگی، بدبختی، شوربختی


کلمات مرتبط

  • متعنت
  • ملعن
  • معنت
  • ملعنه
  • تم ملنتکی
  • متعنتان
  • ملنتین
  • ملونتا
  • وولکا ملنتسکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات