Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملسن

تلفظ بین المللی : /mˈalsan/ تلفظ :‌ [m'alsan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کوین فان ملسن
  • واکر الیس ملسنیور
  • ملسنه
  • امامزاده محسن
  • سپهر مسند
  • بدیع محسن
  • متلسن
  • مخسن
  • ماسنا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملسن . [ م ُ س ِ ] (ع ص ) فصیح و آنکه بسیار سخن می گوید. (از ذیل اقرب الموارد).

ملسن . [ م ُ ل َس ْ س ِ ] (ع ص ) آنکه از حیرت یا فکر زبان خود را گاز بگیرد. (از ذیل اقرب الموارد).

ملسن . [ م ُ ل َس ْ س َ ] (ع ص ، اِ) آنچه سرش را شبیه به زبان ساخته باشند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نعل بار...

فرهنگ فارسی

فصیح و آنکه بسیار سخن می گوید .

کلمات مرتبط

  • کوین فان ملسن
  • واکر الیس ملسنیور
  • ملسنه
  • امامزاده محسن
  • سپهر مسند
  • بدیع محسن
  • متلسن
  • مخسن
  • ماسنا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات